بی اعتمادسازی

( در نقد عملکرد ۴ ساله مجلس ششم)

بسیاری از چهره های شاخص نمایندگان مجلس ششم یا چهره های اصلی اصلاح طلبان ترجیح می دهند در برابر این سئوال که چرا مجلس ششم نتوانست وعده های انتخاباتی خود را محقق کنند با یک کلمه اینگونه پاسخ دهند که: «نگذاشتند!»
اما آنهایی که با این پاسخ فرافکنانه می خواهند خود را از تحلیل ضعفها و نگاه به عقب راحت کنند نمی دانند که این پاسخ نه تنها برایشان ایجاد مظلومیتی در پی ندارد بلکه آشکارا بیانگر ضعف خود آنهاست.

اگر آنهایی که برای به چالش کشیدن رقیبان خود چهار سال مداوم بر استفاده از کلام امام راحل سعی داشتند، که مجلس را در رأس امور می دانستند خود نیز به این کلام باورمند بودند و پیش از آنکه وارد کارزار انتخابات مجلس ششم شوند آنرا با جان خود درک می کردند آنوقت قطعا برای رسیدن به اهدافشان راههای دیگری غیر از راهی که در این چهار سال پیمودند دنبال می کردند. البته نگارنده قصد دفاع از اهداف اصلاح طلبان را ندارد بلکه با این دید می نگرد که آنها از نظر خود قصد خدمت به کشور و مردم را داشته اند. با این همه هنوز عده ای وجود دارند که باورشان نشده است که چه فرصتی را برای خدمت به کشور و مردم از دست داده اند و هنوز سرسختانه مجلس ششم را یکی از بهترین مجالس و کارنامه آن را قابل دفاع می دانند و جالب آنکه این عده در سخنان خود بیش از هر چیز دیگری بر عملکرد اقتصادی مجلس ششم اشاره و تأکید دارند. در حالی که همه می دانند بزرگترین ضعف دوم خردادیها در پرداختن به مسایل اقتصادی بود و از همین رو بود که با وجود فراگیری مطلق فراکسیون مشارکت در مجلس ششم، هیأت رئیسه کمیسیون اقتصادی این مجلس هر چهارسال در اختیار اقلیت بود. شاید اگر اکثریت مجلس ششم نگاه قدرت مدارانه به قوه مقننه و صندلی های قرمز نداشتند راهی دیگر را انتخاب کرده بودند تا امروز به بن بستی نمی رسیدند که در فاصله یک ماه مانده به عمر مجلس مجبور به استعفای نمایشی از نمایندگی شوند. فاتحان صندلی های قرمز ششمین دوره مجلس شورای اسلامی مغلوب جو غالب شدند و احساس کردند که «فعال مایشاء» هستند و هیچ کسی نسبت به این «تازه واردها» حساسیت ندارد. اصلاح طلبان به جای آنکه با دیدی بلندمدت و چهارساله به مجلس نگاه کنند از همان ابتدای کار به جای ایجاد جو اعتماد طوری عمل کردند که می توان آنرا دقیقا «بی اعتمادسازی» نام گذاشت. مجلس ششم با آنکه با تأیید شورای نگهبان تشکیل شد اما قدمی در راه ایجاد تفاهم و اعتماد متقابل با این شورا بر نداشت و این دقیقا حاکی از حساب و کتابهای غلط برخی از افراد است.

اگر مجلس ششم همانطور که در مورد کمیسیون اقتصادی عمل کرد با تعامل و بهره گیری از ظرفیت های اقلیت پیش می رفت و بدون انحصارطلبی و تمامیت خواهی اقلیت را به اندازه وزنش سهیم می کرد قطعا نه تنها شاهد بسیاری از درگیریها نبودیم بلکه با اولویت بندی و تعامل مناسب نسبت به «اعتمادسازی» میان نهادهای نظام تفاهمی به وجود می آمد و از منافع آن بیش از همه مردم منتفع می شدند. اما انگار که مردم فقط در زمان رأی گیری آنقدر ارزش داشتند که خیلی ها بشدت سنگشان را به سینه می زدند.
قطعاً مجلس ششم حرکت خود را از نقاط اولیه با سیاسی کار شدید و افراطی آغاز کرد. چه آن زمانی که همان افرادی که امروز به دنبال راضی کردن آیت الله هاشمی رفسنجانی برای ورود به صحنه انتخابات ریاست  جمهوری آینده هستند کار را به جایی رساندند که وی با آنکه رأی مردم را کسب کرده بود مجبور به انصراف از نمایندگی شود و چه وقتی که مجلس حتی به رسمیت نرسیده بود و اصلاح طلبان بازی با اعتبارنامه اقلیت را در پیش گرفتند و بعضی را تصویب نکردند.
اگر حتی بستر سیاسی جامعه را پیش از تشکیل و انتخابات مجلس ششم در نظر نگیریم همین دو رویداد آنقدر تنش آفرین بود که حتی اگر هیچ گروه یا نهادی حساسیتی به نمایندگان مجلس ششم نمی داشت باعث شد حساسیت شدیدی در آن به وجود آید.
جریان دوم خرداد در حالی با افتخار تمام ابداع و اجرای راهبرد تنش زدایی در سیاست خارجی کشور را به خود نسبت می دهد که اگر کمی براساس اعتقاد این راهبرد را در فضای سیاسی داخلی بکار می گرفت نه تنها خود امروز دچار بن بست نمی شد بلکه هزینه های زیاد روانی، اقتصادی و سیاسی را بر جامعه تحمیل نمی کرد. اصلاح طلبان تا این اواخر هم نتوانستند تنش زدایی را در پیش گیرند؛ به طوری که هر چند که توصیه بزرگان آنها یعنی حجج اسلام خاتمی، کروبی و مجید انصاری در ماجرای تحصن ۲۶ روزه نمایندگان پایان آن در روز چهارم بود اما با اصرار آقایان بهزاد نبوی، آرمین و… آنقدر به مواضع سرسختانه و بدون تعامل تأکید کردند که تحصن نه تنها هیچ امتیاز مثبتی برایشان به ارمغان نیاورد،بلکه سبب شد امتیازات منفی نیز برای آنها حتی در میان مردم رقم بخورد.
اکنون مجلس هفتم نیز در معرض ابتلا به همین آفت است. این مجلس یکسال اول کار خود را که مهمترین مقطع عمرش نیز هست باید با دولتی کار کند که از لحاظ فکری در صف مقابل هم هستند. نمایندگان مجلس هفتم از همین ابتدای کار واقعا باید این واقعیت را دریابند که موفقیت آنها در گرو تعامل بدور از تنش با دولت است. بنابراین همانطور که چهره های شاخص و معقول منتخبان مجلس هفتم سعی کرده اند در ابتدای امر در پیش گرفتن سیاست اعتمادسازی اجازه ندهند فضای مسمومی که تندروها قصد ایجاد آنرا دارند میان دولت و مجلس منتخب به وجود آید، نمایندگان نیز باید بر اجرای این سیاست پافشاری کنند و از تجربه رقیبان خود حداکثر بهره برداری را به عمل آورند.

مطلب منتشر شده در روزنامه همشهری ۱۳۸۳/۳/۶
لینک اصلی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *