نگاهی به ریشه های ترور دانشمندان هسته ای؛ از حسین موسویان تا مجید شهریاری

یادداشت منتشر شده در هفته نامه “۹ دی”

در گرماگرم موضع گیری ها و محکوم کردنهای بعضاً کلیشه ای مسؤولان مختلف اجرایی ، تقنینی و قضایی در ماجرای اخیر ترور دو دانشمند هسته ای کشورمان، جمله ای از دادستان تهران نقل شد که خاص و تأمل انگیز بود. وی در خلال سخنان خود از دستگاه های امنیتی کشور خواسته بود که در پیگیری و معرفی عوامل این دو ترور همچون پرونده ترور شهید دکتر علیمحمدی عمل نکنند و سریع تر به موضوع رسیدگی کنند.گذشته از آنکه این سخن آگاهانه و هدفمند بیان شده یا ناآگاهانه، از آن استفاده می شود که سرنوشت پرونده ترور شهید علیمحمدی پس از گذشت یکسال از آن در یکی از این ۲ حالت است: یا دستگاههای امنیتی در پیگیری عوامل ترور به هیچ سرنخ و نتیجه ای نرسیده اند و چیزی برای ارائه به دستگاه قضایی ندارند و یا اینکه پیگیریها و اقداماتی خوبی داشته اند که هنوز به هر دلیلی صلاح ندانسته اند نتایج آنرا به دستگاه قضایی ارجاع دهند.

البته تکرار واقعه ترور شهید علیمحمدی درست پس از یکسال و این بار برای دو دانشمند هسته ای احتمال گزینه اول را بیشتر از دومی می نمایاند.
نکته دیگر در این موضوع آنست که در هر دو واقعه ترور تقریباً همه مسوولان سیاسی، اطلاعاتی و امنیتی اجماع دارند بر اینکه سرویسهای بیگانه در این اقدامات رذیلانه دست داشته اند.
اما چرا شرایط داخلی جمهوری اسلامی به گونه ای است که دشمنان خارجی و سرویسهای جاسوسی آنها بدین راحتی اقدام به شناسایی و ترور دانشمندان هسته ای ما می کنند؟ آیا این حاکی از ضعف دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی است یا دلایل دیگری را باید جست؟
ضعیف دانستن سیستم امنیتی جمهوری اسلامی یا قوی دانستن سرویسهای بیگانه و یا حتی متحد بودن همه آنها با هم، برای بیان دلیل وقوع این ترورها، ساده لوحانه و سطحی نگری است. زیرا ماجرای دستگیری ریگی و یا بازگرداندن شهرام امیری و موارد دیگر یکی دو سال اخیر به خوبی میزان قدرت، تسلط و توانایی دستگاههای امنیتی ایران را نشان داده و حتی به رخ دشمنان خارجی نیز کشیده است.
اگر نقش اول را در این ترورها جاسوسان و سرویسهای بیگانه ایفا کرده اند که همه به آن اذعان دارند باید به سراغ این رفت که چرا باید شرایط نفوذ و سوء استفاده آنها تا این حد فراهم باشد که هر وقت خواستند بتوانند دست به اقدام علنی و تروریستی بزنند و برای تحت تأثیر قرار دادن مواضع جمهوری اسلامی در دور جدید مذاکرات با ۱+۵ به راحتی ۲ دانشمند هسته ای کشور را به مسلخ بکشانند؟
شاید یکی از دلایل این وضع با نگاهی به گذشته پرونده هسته ای بخوبی قابل درک باشد. آنگاه که دستگاه امنیتی کشور با هوشیاری و با دلایل و مستندات کافی، یکی از اعضای گروه مذاکره کننده سابق هسته ای را به اتهام جاسوسی دستگیر و با پرونده ای قطور تحویل دستگاه قضایی داد شاید حتی خود را آماده کرده بود که بدلیل اینکه چرا زودتر و سریعتر این موضوع را کشف و با آن برخورد نکرده است مورد مؤاخذه نیز قرار بگیرد اما در کمال شگفتی شاهد اتفاقی کاملاً خلاف انتظار بود.
حسین موسویان با وجود دلایل کافی نه تنها محکوم و مجازات نشد بلکه دستگاه قضایی علناً با دستگاه امنیتی بدلیل اینکه بر جاسوس بودن موسویان تاکید داشت ، مخالفت ورزید.
این ماجرا نشان داد که به هر دلیلی، عاقبت و عقوبت جاسوسی و خرابکاری در جمهوری اسلامی ایران چندان سخت و عبرت آموز نیست و به همین دلیل می توان گفت که از یکطرف انگیزه کافی در دستگاه امنیتی و اطلاعاتی برای کشف و برخورد با این گونه موارد وجود ندارد و از سوی دیگر هزینه جاسوسی و عملیات خرابکاری و تروریستی برای دشمنان نه تنها زیاد و بدون صرفه نیست بلکه کاملا سهل الوصول است. ماجرای اکستاکس نت و عملیاتهای ناموفق دیگر نیز شواهدی بر این گفته است.
نمایندگان مجلس هم در دوره های هفتم و هشتم هر چند که تلاش زیادی برای پیشرفت موضوع هسته ای در حیطه دیپلماسی و تشویق دولت به ایستادگی داشته اند اما باید گفت برای فراهم کردن زیرساختهای قانونی و نرم افزاری لازم از جمله برخورد شدید با اقدامات جاسوسی و خرابکاری اقدامات لازم و مؤثر را انجام نداده اند.
قصد متهم کردن دستگاهها و قوای کشور را ندارم اما شاید اگر قانون جامع و کاملی برای مجازات جاسوسان وجود داشت و اگر عزم و انگیزه کافی در دستگاه قضایی بود فردی مانند حسین موسویان نمی توانست در سالگرد شهادت دکتر علیمحمدی و همزمان با ترور ۲ دانشمند هسته ای کشور که به شهادت دکتر مجید شهریاری منجر شد، در خارج از مرزهای ایران بنشیند و برای نشریات غربی مقاله بنویسد که “ایران هسته ای ایده امریکا بوده است” و بخواهد ضمن راهکار دادن به غربیها درست همزمان با مذاکرات جلیلی در ژنو، موفقیتهای هسته ای جوانان این مرز و بوم را که در سایه ایستادگی غیورانه مردم و دولتمردان بدست آمده است، در ایده های امریکاییها ریشه یابی کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *