رویشی در قامت وزیر

برای دکتر کامران باقری لنکرانی

اولین بار که دکتر لنکرانی را دیدم قبل از وزارتش در مجلس بود. آن روز های پایانی مرداد ۸۴، رییس جمهور جدید که خود در کمال شگفتی در انتخاباتی داغ و نفسگیر پیروز شده بود لیستی را به عنوان وزرای پیشنهادی کابینه خود به مجلس معرفی کرد که آنهم شگفتی ساز بود. وزرای پیشنهادی بجز یکی همه چهره های جدیدی بودند اما در میان آنها یکی از همه گمنام تر و البته جوان تر بود. من آن موقع خبرنگار صدا و سیما در مجلس بودم و موضوع اول خبری کشور هم رای اعتماد به کابینه جدید بود و طبعا باید این چهره های جدید را به مردم معرفی می کردیم. بر خلاف اکثر افراد پیشنهادی، دکتر لنکرانی که برای نشست و گفتگو با اعضای کمیسیونها به مجلس آمده بود خیلی راحت در برابر گروه خبری ما و سایر خبرنگاران ایستاد و با تواضع خاص خودش سخن گفت. این در حالی بود که ما علیرغم اصرارهای فراوان و دادن قول اینکه سوال سختی نپرسیم نتوانستیم برخی از افراد را جلوی دوربین بیاوریم و یا برخی هم که آمدند نتوانستند از فرصت برای معرفی خود،خوب استفاده کنند.اما کامران باقری لنکرانی متفاوت بود و خیلی روان صحبت کرد.

این روند درطول ۴ سال وزارتش نیز با قوت ادامه یافت. به مقتضای مسوولیتی که در دولت نهم در بخش اطلاع رسانی داشتم با قاطعیت می توانم بگویم که دکتر لنکرانی علاوه بر ویژگی های خاص مدیریتی اش که توانست وزارت بهداشت را متحول کند با عملکرد درخشانش در حوزه اطلاع رسانی خاطره بسیار خوبی در ذهن مردم از خود و وزارت تحت امرش ترسیم کرد. وزارت بهداشت در طول دهه های گذشته همواره با کمبودهایی مواجه بوده و به دلیل گستردگی عرصه خدمات رسانی اش به مردم، همواره لبه تیز انتقادها را متوجه خود می دید و مدیران وزارتخانه در برابر این انتقادها از تاکتیک گله گذاری و شکایت از کمبود بودجه و نیروی انسانی برای تبرئه خود استفاده می کردند اما به یاد نمی آورم در طول ۴ سال دوران مسئولیت دکتر لنکرانی شاهد این موضوع بوده باشیم، هر چند که کمبودها و مضیقه ها کم و بیش ادامه داشت. او در عین تخصص و ایمانش، مدیری اخلاق مدار، صبور، متواضع، ساده زیست و پرتلاش بود که نه به مناسبات قدرت و بده-بستان های سیاسی آلوده شد و نه چسبندگی و دلبستگی به قدرت پیدا کرد.

روز خداحافظی و تودیع لنکرانی از وزارت بهداشت هم به یادماندنی و پرشکوه بود. او با شادی و نشاط با انبوه جمعیت علاقه مندی که در سالن همایشهای رازی جمع شده بودند و با چشمانی اشکبار برای دقایقی ممتد غریو کف زدنهایشان به افتخار وی در سالن می پیچید، خداحافظی کرد و البته در اوج محبوبیت و عزت !

راز این محبوبیت و عزت را شاید بتوان در یک کلمه خلاصه کرد: “عدم دلبستگی به قدرت و مظاهر فریبنده آن”.

آری لنکرانی یک بسیجی بود که ۴ سال وزیر شد اما لنکرانی ماند و پس از پایان وزارتش درنگ نکرد و به همانجایی برگشت که از آنجا آمده بود با همان سادگی و اخلاص و تواضع.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *